السيد موسى الشبيري الزنجاني

756

كتاب النكاح ( فارسى )

2 ) حاشيهء استاد مد ظله بر كلام مرحوم آقاى حاج شيخ ( ره ) به نظر مىرسد كه فرمايش ايشان به يك حاشيه نياز دارد و آن اينكه با وجود اطباى پير كه توانايى طبابت دارند و تحريكى براى آنها رخ نمىدهد ، طبيب جوان مجاز به معالجه نيست ، با وجود من به الكفايه ، نوبت به كسى كه در معرض شهوت قرار مىگيرد ، نمىرسد . چون از روايت استفاده مىشود كه اضطرار منشأ جواز معالجه است و در اينجا اضطرارى نيست . ب ) استثناى دوم ، مقام ضرورت : 1 ) متن عروة : « و منها مقام الضرورة كما اذا توقف الاستنقاذ من الغرق أو الحرق أو نحوهما عليه أو على المس » . 2 ) توضيح متن : ظاهر اين جمله اين است كه قسمى را در عداد مقسم قرار داده ، چون ظاهر مثال‌هايى كه زده‌اند مثل استنقاذ از غرق شدن و آتش ، از مصاديق و موارد اهم و مهم است ، چون در نظر شارع نجات جان شخص از نگاه به نامحرم اهم است ، آن را اجازه مىدهد و لو بر نگاه به نامحرم يا لمس او توقف داشته باشد . ولى مىتوان اين عبارت را بر خلاف ظاهر حمل كرد و مراد از ضرورت را « اضطرار » دانست . يعنى شخص اضطرار پيدا كند كه براى نجات خود از غرق شدن يا آتش ، نامحرمى را نگاه كند يا لمس نمايد و با توسل به او خود را نجات دهد . اگر عبارت را اينطور معنا كنيم ، در كنار « ما هو اهم فى نظر الشارع مراعاته » يا « مقام المعالجه » ، قسم ديگرى خواهد بود ، چون در مقام معارضه بين اهم و مهم ، واجبى را فداى واجب ديگرى مىكنند ، اما در باب اضطرار يا حرج لازم نيست حرج به حدى برسد كه واجب المراعات و واجب الدفع باشد هر چند در باب غرق و حرق واجب است ، ولى ضابطهء كلى اضطرار ، حرج است هر چند به مقدارى نباشد كه دفع آن واجب باشد . البته اين معنا